سديد الدين محمد عوفى

288

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

در آن « 1 » ، يك نيمه « 2 » پخته و يك نيمه نيم‌پخته « 3 » ، چون مهمان در رسيدندى حالى حاضر « 4 » كردندى . و هيچ‌وقت و ساعتى مطبخ او از طعام خالى نبودى . پس على بن هشام بفرمود تا هرچه مىرسيد مىآوردند . عبد الوهاب از جهت امتحان از مطبخى « 5 » مغز استخوان خواست . مطبخى مغز استخوان بياورد و ديگربار بخواست « 6 » بياوردند « 7 » . و معتصم مىخواست و « 8 » ديگران را « 9 » بر آن مىداشت « 10 » تا مغز « 11 » مىخواستند و مىآوردند . و مطبخى « 12 » على بن هشام مىدانست « 13 » كه اگر گويد « 14 » كه مغز نيست او را برنجاند « 15 » . هر چند « 16 » شتر و گاو و گوسفند داشت مىكشت و مغز مىفرستاد تا آخر يك جمّازه بماند كه به هزار دينار خريده بود « 17 » مطبخى هيچ چارهء ديگر نديد آن را بكشت و استخوانهاى آن « 18 » را « 19 » بجوشانيد « 20 » و پيش آورد چنان كه تمامت « 21 » حاشيه و حشم از مغز استخوان سير شدند و از آن همت و مروت متعجب بماندند « 22 » . چون بازگشتند « 23 » على بن هشام بر مطبخى آفرين كرد و و گفت « 24 » : چندين مغز از كجا آوردى ؟ گفت : چندانكه گوسفند و گاو و شتر « 25 » مىيافتم مىكشتم و مغز مىفرستادم ، چون هيچ ديگر نيافتم آن اشتر را بكشتم « 26 » كه به ده هزار دينار خريده بودى « 27 » . گفت : سخت نيكو كردى ،

--> ( 1 ) متن و مج - و آتش در آن ( 2 ) مج : يكى نيم ( 3 ) مج : و يكى رسيده ، مپ 2 - يك نيمه پخته . . . پخته ( 4 ) مپ 2 : ساخته ، مج : و يكى را حال ساخته ( 5 ) مج + او ( 6 ) متن + و ديگربار ( 7 ) مپ 2 و مج و بنياد : بياورد ( 8 ) متن و مج - مىخواست و ( 9 ) متن - را ( 10 ) مپ 2 - و معتصم مى - خواست . . . . داشت ( 11 ) مپ 2 : چند نوبت كه ( 12 ) مپ 2 : مطبخيان + مزاج ( 13 ) مپ 2 : مىدانستند ( 14 ) مپ 2 : گويند ( 15 ) مپ 2 : ايشانرا برنجاند ( 16 ) مپ 2 : پس بر مغز ( 17 ) متن و مج + على هشام ( 18 ) متن و بنياد - ان ( 19 ) مپ 2 - و استخوانهاى آن‌را ، بنياد - را ( 20 ) مپ 2 : و بپخت ( 21 ) بنياد : همه ( 22 ) متن و مپ 2 - چنان كه تمامت حاشيه . . . متعجب بماندند ( 23 ) مپ 2 - چون بازگشتند ( 24 ) مج : پرسيد ( 25 ) متن و مج : تا گوسفند ( 26 ) مپ 2 : آن جمازه ( 27 ) مپ 2 + بكشتم